انتظار

روز 28 اسفند سال 91 دوباره زنگ زدم بهزیستی و پرسیدم که میتونن برای فروردین بهمون نوبت بدن یا نه، که بهم گفتن بعد از تعطیلات زنگ بزنم. هر چی عید پارسال برام بی روح بود و ترس این رو داشتم که جواب حرفای فک و فامیل رو چی بدم در عوض عید امسال خیلی راحت بودم، حس این رو داشتم که حامله ام. هر کی که بهم گیر میداد که چرا بچه ندارین بهشون میگفتم که ما میخوایم ولی خدا نمیخواد و بهشون گفتم که دنبال کارای فرزندخواندگی هستیم. عید امسال یه بار سنگینی از رو دوشم برداشته شد، خیالم راحت بود، آروم بودم. دقیقا مثل تمام مادرا که بچه رو 9 ماه تو شکمشون بزرگ میکنن، بچه منم روز به روز داره تو قلبم رشد میکنه. هر روز که میگذره بیشتر میخوامش و بیشتر بهش وابسته میشم.

روز 5 فروردین زنگ زدم بهزیستی و بهم گفتن که هفته آینده دوباره زنگ بزنم. شنبه هفته بعد زنگ زدم که بهم گفتن برای فروردین نمیتونن بهمون نوبت بدن. و حالا ما منتظر دوم اردیبهشت هستیم. نزدیک به 18 روز دیگه. مامانای دیگه روزشماری میکنن که مثلا 18 روز دیگه باید برن سونوگرافی تا ببینن بچه شون سالمه یا اینکه ببینن دختره یا پسر، ما هم اینجوری روزشماری میکنیم. شیرینی روزشماری منم بیشتر از بقیه مادرا نباشه کمتر نیست.

سر سفره هفت سین امسال برای بچه ام دعا کردم. بهش گفتم کنارم نیستی ولی شاید الان وجودت تو این دنیا شکل گرفته باشه. از خدا خواستم که مواظبت باشه و صحیح و سالم تو رو به دست ما برسونه. نمیخوام ناشکری کنم ولی کاش پیش خودم بودی....

/ 5 نظر / 17 بازدید
مائده(منتظر)

سلام مهسا جون .سال نو مبارک ...نمی دونم چرا با خوندن مطالبت یه بغض عجیبی گلومو میفشاره.خوشحالم که تصمیم خوبی گرفتی و از این تصمیم خوشحالی.به امید خدا به زودیه زود بچه ات رو در آغو ش میگیری و این همه محبت رو نصیبش میکنی.برات بهترینها رو از خدا می خوام

زهرا

موفق باشی عزیز گلم دوران انتظار سریع می گذره دختر درخواست دادی یا پسر

مینو

مرثی گلم که بهم سر زدی خوش به حالت با اون قلب پاکت من هنوز نتونسم با این موضوع کنار بیاممممممممم همیشه شوشو میگه باید بری دکتر تا جواب بگیرییییی ولی بعضی وقتها وافعا بدنم کم میاره برام دعا کن

مینو

من با اجازتون شما رو لینک کردم

مامان امیرحسن

سلام ديروز دوم ارديبهشت بود چيكاركرديد؟؟؟ منتظرم