لحظه دیدار نزدیک است...

سلام دوباره به همه ی دوستای گلمقلب

جونم براتون بگه که ما چهارشنبه صبح (23مردادماه) رفتیم بهزیستی. اونجا بهمون سه تا نامه دادن٬ یکی معرفی به یه دکتر روانپزشک٬ یکی تشخیص هویت و یکی هم پزشک قانونی. سریع رفتیم پزشک قانونی٬ بعد از یه ساعت انتظار صدامون زدن گفتن بریم زیرزمین آزمایش عدم اعتیاد بدیم و قرار شد جوابش شنبه آماده بشه. آزمایش که دادیم چهار تا نامه دادن (متخصص زنان٬ متخصص داخلی٬ روانپزشک٬ آزمایش ایدز و هپایت و...)

بعدش بلافاصله رفتیم آگاهی برای عدم سوء پیشینه که متاسفانه کارت پایان خدمت شوهرم همراهمون نبودکلافه (البته بهتر که نبود چون مجبور شدیم بیایم شهر خودمون انجام بدیم که دو روزه جوابش آماده شد ولی اگه مرکز استان انجام میدادیم یک هفته طول میکشیدعینک).

بعدش رفتیم آزمایش ایدز و ... را دادیم و اونم قرار شد شنبه عصر جوابش آماده بشه. بعد از اون رفتیم مطب روانپزشکی که خود بهزیستی معرفی کرده بود٬ تا ساعت ۲ بعدازظهر طول کشید. رفتیم یه استراحت کوتاه کردیم و نهار خوردیم دوباره ساعت ۴ عصر راه افتادیم سمت مطب های دکتر. اول رفتیم روانپزشکی که پزشک قانونی معرفی کرده بود و بعدش متخصص داخلی و متخصص زنان آزاد بودیم هرجا میخواستیم بریم٬ ما هم دنبال خلوت ترین مطب ها گشتیم. ساعت ۹ شب کارمون تموم شد و بعدش راه افتادیم به سمت شهرمون٬ آخه شوهرم فرداش باید میرفت سر کار.ناراحت

پنج شنبه صبح رفتیم آگاهی شهرمون و انگشت نگاری رو انجام دادیم و قرار شد شنبه صبح بریم جوابش رو بگیریم و ببریم دادسرا. شنبه صبح انگشت نگاری رو از آگاهی گرفتیم و بردمش دادسرا٬ بعد از یک ساعت نامه عدم سوء پیشینه رو دادن و کارمون تموم شد. قرار بود عصر با شوهرم بریم مرکز استانمون جواب آزمایش رو بگیریم و فردا صبح بریم پزشک قانونی که متاسفانه دو تا از همکارهای شوهرم نبودن و نتونست مرخصی بگیره و قرار شد صبح یکشنبه (یعنی امروز) خودم تنها برم.

اذان صبح رو که گفتن شال و کلاه پوشیدم و خوشحال راه افتادم. ساعت هفت و نیم رسیدم آزمایشگاه و جواب رو خواستم که بهم گفتن فقط عصرها جواب میدن. هر چی التماس و خواهش کردم هیچ فایده ای نداشت تا اینکه اشکم دراومد٬ ولی بازم فرقی نکرد و بهم گفتن برو عصر بیا٬ منم که با یه دنیا امید اومده بودم تموم نقشه هام برآب شد. زنگ زدم به شوهرم و های های گریه کردمگریهگریهگریه و ماجرا رو بهش گفتم٬ اونم که حال منو دید بهم گفت همونجا بمونم ببینه میتونه آشنایی پیدا کنه یا نه. منم رفتم روی صندلی های محوطه بیرون نشستم و زار زار گریه میکردم که چرا باید اینجوری بشه٬ ما همینجوریش تو این مسیر سختی میکشیم چه برسه به اینکه اینجور مشکلاتی هم بخواد پیش بیاد و گریه من ادامه داشت تا اینکه شوهرم زنگ زد و گفت یکی از دوستام که دانشگاه علوم پزشکی کار میکنه تو راهه و داره میاد پیشت٬ منو میگی انگار که دنیا رو بهم دادن و به خاطر اینکه بیشتر از این ضایع نباشه که گریه کردم دست از گریه کردن برداشتم و منتظرش نشستم تا اومد و با پارتی دوست شوهرم جواب آزمایش رو بهم دادن ( خیلی قوانین مسخره ای داریم ). بعدش دربست گرفتم و رفتم پزشک قانونی٬ بعد از دو ساعت ونیم انتظار جواب آماده شد و مستقیم رفتم بهزیستی. همه مدارک رو تحویل دادم و قرار شد باهاشون در تماس باشم تا وقتی که دخترم بیاد.

باورم نمیشه٬ این یعنی در کمتر از یک ماه دیگه دخترمون پیشمونه. من که به شوهرم گفتم روز دختر (16 شهریور) حتما دخترمون کنارمونه. خیلی خوشحالم٬ تو پوست خودم نمیگنجم.

برامون دعا کنید یه دختر صحیح و سالم خدا بهمون عطا کنه. دعا گوی همتون هستم.

/ 5 نظر / 21 بازدید
رها

خوشحالم که خوشحالی .... امیدوارم زودتر بیاد تو آغوشت برای من هم دعا کن تا زودتر نتیجه بگیریم

شمیم

سلام خانومی بهت تبریک می گم . چه زود جواب آزمایشتون آماده شد . مال ما بعد از ده روز کاری بود و با تعطیلات وسطش 13 روز طول کشید . [پلک] راستی شما هنوز دادگاه و شورای فرزند خواندگی نداشتید ؟ دادگاه و شوراتون وقت پیدا شدن بچه است یا ...

مامی یاسین

ایشالله که خیلی زود زود میاد پیشتون[لبخند] همیشه واستون دعا میکنم[لبخند]

شمیم

آخه ما اول یه حکم از دادگاه گرفتیم مبنی بر صلاحیتمون برتای معرفی به بهزیستی . بعد رفتیم تو نوبت اگرچه بعد به ما گفتن می تونستیم حکم رو بعد از تو نوبت رفتن بگیریم . در ضمن ظاهرا بعد از اینکه نوبتمون رسید تازه می ریم شورای فرزند خوندگی . بعد دوباره تو نوبت تا بچه رو بهمون معرفی کنن و بعد هم دریافت حکم موقت سرپرستی بچمون و بعد تازه گواهی سلامت بچه و تحویلش . در ضمن آزمایشگاه ما هم دولتی بود و البته پزشکی قانونی گفت حتما باید دولتی باشه

شمیم

ان شاء الله با این اوصاف خیلی زود نی نی تون میاد برات دعا می کنم