مشاوره

دوشنبه، دوم اردیبهشت، نوبت مشاوره داشتیم. ساعت 8 باید توی بهزیستی میرفتیم. سر ساعت 8 اونجا بودیم، نفر ششم بودیم، پنج نفر زودتر از ما اومده بودن. کم کم بقیه هم اومدن. همه مدل زوجی دیده میشد، یکی ساده بود یکی دیگه خودش رو گرفته بود، یکی استرس داشت یکی هم مثل ما خوشحال بود، ما توی این زوج ها جوان تر بودیم، فقط یکیشون از ما هم جوان تر بودن، سنشون خیلی پایین تر از ما هم میخورد. زوجی که کنار ما بودن بعد از 18 سال اومده بودن. بهمون گفتن که وقتی ما رو دیدن غبطه خوردن که چرا مثل ما زود اقدام نکردن و 18 سال انتظار کشیدن، بهشون گفتم که تقصیر اینه که دکترا ما رو زود ناامید کردن که گفت اتفاقا ما چند بار ivf هم کردیم ولی نشد. خلاصه هر کسی یه جور بود. بعد دو ساعت نوبتمون شد و رفتیم داخل. ریز مشخصات خودمون و خانواده هامون رو پرسیدن و یه سری سوال راجع به اوضاع مالی و میزان علاقه مون به بچه پرسیدن. آخرش هم قرار شد هفته آینده نتیجه رو بپرسیم و بقیه مراحل. فکر نمیکنم جایی از کارمون ایراد داشته باشه. انشالله که هفته آینده قبولمون میکنن و میریم تو لیست انتظار.

/ 6 نظر / 18 بازدید
دخترسنگ

شرایط سختیه و قابل درک تونستی به من سربزن

فریماه

سلام دوستم منم مث شما با همسرم همه مراحل بهزیستی رو رفتیم ولی نمیدونم یه دفه چی شد که خدا خواست ما بچه دار بشیم و هدیه اسمونیشو اینطوری به ما داد ولی خدا شاهده تو مراحل بهزیستی یه ذره هم شک نداشتم به فرزند خواندگی چون مادر کسی نیست که بچه رو تو رحمش نگه میداره مادر کسی هست که بچه رو تربیت میکنه امیدوارم شما هم نی نی خودتون زودب بغل بگیرین

مهتاب

امیدوارم یک بچه صالح وسالم خدای مهربون قسمتتون کنه . [ماچ]

سحر

سلام عزیزم خوبی ما هم مشکل شبیه شما رو داریم با این تفاوت که داریم می ریم دنبال کارهای اسپرم اهدائی راستس خیلی بهت فکر می کنم که چرا این قدر زود سراغ فرزند خواندگی رفتین و راههای دیگه رو امتحان نکردین ؟ میشه بهم بگی دلیل اصلیش چی بود؟یا مامانت چه راهنمایی ای بهت کرد؟ موضع شوهرت چی بود؟ به راهنماییت خ نیاز دارم ممنون میشم کمکم کنی

پونه

سلام مهسا جان ظاهرن همه همدردیم مشاوره بهزیستی سخت نبود نتیچه چی شد ؟ من مشتاقم بقیشو هم بدونم یکی دو مرحله قبل شما هستم انشالا زودتر به فرشته ات میرسی