انتظار انتظار انتظار

سلامی دوباره به همه ی دوستای گلم

ممنونم از همتون که توی این مدتی که نبودم جویای احوالم بودید و معذرت میخوام که بی معرفتی کردم و هیچ خبری ازم نبود.

راستش این چند روز حسابی دلم گرفته بود و به معنای واقعی افسرده شده بودم٬ عملا خودم رو باخته بودم و هیچی برام مهم نبود. به وبلاگم سر میزدم و نظراتتون رو میخوندم ولی حتی توان این رو نداشتم که بخوام نظرات رو تایید کنم. بازم از همتون عذرخواهی میکنم.I'm Sorry

علیرغم اینکه طی دو هفته گذشته ۵ تا عروسی دعوت بودیم و رفتیم و به مدت یک هفته کامل اقواممون از شهرهای دیگه اومده بودن و توی خونه مامانم اینا بودن و منم اونجا بودم ولی ته دلم همیشه گرفته بود. واین روند افسردگی تا دیروز ادامه داشت و هر روز بی حوصله تر از روز قبل بودم. گذشته از همه ی اینا این چند روز درگیر مراسم خواستگاری و بله برون برادر شوهرم هم هستیم. و من به راحتی هر چه تمام تر داشتم این شادی ها رو از دست میدادم. تا اینکه دیروز به خودم اومدم و دیدم فقط دارم عمرم رو و خوشی های زندگیم رو خیلی راحت از دست میدم و این شد که از دیروز دختر خوبی شدم و از صبح که بیدار شدم از نظافت خونه شروع کردم و روند زندگیم رو عوض کردم. الان هم که دارم برای شما مینویسم خدا رو شکر حالم خوبه خوبه.لبخند

و اما اندر حکایت های ما و دخترمون:

تمام این دلمردگی ها به خاطر این بود که هیچ خبری از دخترم نشد و اینکه من قول داده بودم ۱۶شهریور دخترم رو در آغوش میکشم. هفته ای دوبار تماس با بهزیستی ادامه داشت و همیشه در جواب بهم میگفتن دختر نیست. دوشنبه همین هفته حضوری رفتم بهزیستی. رفتم پیش یکی از آشناهامون که تو بهزیستی بود و با اون رفتیم پیش خانم ... و گفتیم چرا دخترمون رو نمیدین. در جواب بهم گفتن چون دختر نیست٬ حتی بهم گفتن در حال حاضر چند تا پسر داریم برو ببینشون هر کدوم رو خواستی همین امروز میتونی با خودت ببری. ولی من گفتم که دختر میخوایم و هنوز تحملم تموم نشده و بازم صبر میکنیم. بعد از اون آشنامون و بقیه همکارای بهزیستی که توی اتاق بودن داشتن منو راضی میکردن که پسر ببریم و منم روی یه پا وایسادم و گفتم فقط دختر. خلاصه بعد از اون روز فهمیدم حالا حالاها باید منتظر بمونیم و ما همچنان در دوران سخت انتظار به سر میبریم.خیال باطل

/ 5 نظر / 17 بازدید
گیتا

ایشاالله درست میشه

بعضي انسان ها به عده ي ديگر از انسان ها انسان هاي ديگري را يادآور مي شوند آنها که به ياد آورده اند ، غمگين اند آنها که يادآور شده اند ، بي خبر آنهايي هم که در ياد آمده اند به احتمال زياد در شهري دور هيچ چيز را به ياد نمي آورند......... سلام.... با آرزوی بهترین ها برای شما دوست ارجمند با جدیدترین نوشته هایم در((پاییزفصل زیبا ))منتظرحضورگرم شما هستم ممنون [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مامی یاسین

انتظار سختـــــــــــــــــه خیلـــــــــــــــــی سخته[گریه] توکلت به خدا ارزو میکنم هرچه زودتر مامان شی یه مامان قوی و با روحیه شاد [گل][گل][گل][گل][گل]

اين كه خيلي بده اگه همه اينقدر روي دختر بودن بچه ها پافشاري كنن پس پسراي كوچولوئي كه منتظر آغوش گرم پدرو مادرن چي مي شن؟بخدا هيچ فرقي با هم ندارن كاش فقط مي رفتين و از نزديك مي ديدينشون شايد نظرتون عوض ميشد

رها

سخت نگیر عزیزم بزار روزهات روال عادیش رو طی کنه اصلا الان فکر کن تازه حامله شدی و 9 ماه دیگه باید انتظار بکشی