چرا فرزندخواندگی؟!

سلام به همه دوستان و مخصوصا سحر عزیز

ازم پرسیدی که چرا راه های دیگه رو امتحان نکردیم و زود رفتیم سراغ فرزندخواندگی. به خاطر مشکلی که داشتیم فقط دو تا راه برامون مونده بود، یکی فرزندخواندگی و یکی اسپرم یا جنین اهدایی. اولین روزی که فهمیدیم بچه دار نمیشیم یه حس خیلی خوب راجع به فرزندخواندگی داشتم ولی کم کم این حسه کم رنگ شد تا وقتی که دیگه مطمئن شدیم از لحاظ پزشکی هیچ راهی نداریم تصمیم گرفتیم برای جنین اهدایی. دلیل اینکه اسپرم رو انتخاب نکردیم مشکل روانی کار بود. شوهرم بهم این اختیار رو داد که هر انتخابی میخوام بکنم. منم دوست داشتم حداقل نصف بچه مال خودمون باشه ولی مطمئن بودم شوهرم ته دلش راضی نبود و فقط و فقط به خاطر من راضی به این کار بود که بالاخره خودم گفتم که اگه قراره بچه شوهرم نباشه بذار بچه منم نباشه، میخواستم حسمون نسبت به بچه یکی باشه. خلاصه رفتیم دنبال کارای جنین اهدایی ولی قرار شد کسی نفهمه. تنها کسی که میدونست برادرشوهرم و مامانم بود. اتفاقا روزی که با مامانم راجع به این قضیه صحبت کردم زیاد موافق این کار نبود و بیشتر نظرش رو فرزندخواندگی بود. بیشترین دلیلی که باعث شد بیخیال جنین اهدایی بشیم این بود که توی بیمارستان مهر نامه دادگاه نمیخوان و چون ما نمیخواستیم کسی بفهمه و عجله داشتیم برامون گزینه مناسبی بود ولی بعد که فکر کردیم گفتیم شاید توی بقیه موارد هم سختگیری نکنن، مثلا طرف اهداکننده یه بیماری داشته باشه و ما ندونیم و بیمارستان هم آزمایش انجام نده، چون سلامت اهدا کننده رو دادگاه تایید میکنه نه بیمارستان. شوهرم هم گفت که حاضر نیست به خاطر بچه سلامت من به خطر بیفته واین بهانه ای شد که کم کم بیخیال جنین اهدایی شدیم و رفتیم سراغ فرزند خواندگی و اینکه اگه خدا بخواد خودش بچه خودمون رو بهمون میده. علیرغم اکثر مردها خدا رو شکر شوهرم اصلا با فرزندخواندگی مشکلی نداره و مشتاق تر از من. البته ما بحث محرمیت هم برامون مهم بود که طبق تحقیقاتی که کردیم به این نتیجه رسیدیم که شرایط جنین اهدایی مثل فرزندخواندگی هست و این باعث شد که مطمئن تر بریم طرف فرزندخواندگی.

سحر جان احساس آدم خیلی مهمه، شاید برای شما پذیرش جنین یا اسپرم اهدایی نسبت به فرزندخواندگی خیلی بهتر باشه و یا برعکس. من احساس میکنم خدا ما رو انداخته توی این مسیر، آخه روزهایی که ما دنبال کارهای جنین اهدایی بودیم توی وبلاگ یکی از دوستان میخوندم که شرایطشون مثل ما بود و بدون اینکه برن سراغ جنین اهدایی رفته بودن دنبال کارهای فرزندخواندگی و من اون روز برام خیلی عجیب بود که چرا حاضر نشدن حتی برای یک بار این راه رو هم امتحان کنن. ولی الان خوب درکشون میکنم، چون خدا اونا رو گذاشته توی این مسیر.

/ 5 نظر / 50 بازدید
سحر

سلام مهسا جان ممنون از این که واسم وقت گذاشتی برام خ دعا کن ان شااله خدا خودش هوای همه مون رو داشته باشه

مامي ياسين

مهساخانومي سلام منم يه جورايي كه نه فكر كنم كاملا مثل شمام بعد از سال 8 سال پيگيري درمان با توكل به خداي مهربون رفتم دنبال ف خ الان هم تو انتظار شورا هستم ايشالله كه خدا همين امسال بهمون يه فرشته ناز ميده عزيزم با اجازت من شما رو لينك كردم دوست دارم موفقيت شما رو بيبنم تا بشتر روحيه بگيرم [دست][فرشته][قلب][ماچ]

سپیده

بهتون تبریک می گم .......خیلی شجاعت می خواد دنبال این کار رفتن ....خیلی خوبه که اینارو نوشتین ..........شاید یکی مثل من هم این شجاعت و پیدا کنه و دست از تلاش های بی ثمر برداره......امیدوارم تا زمانو بیشتر از این از دست ندادم بتونم تصمیم خوبی بگیرم[لبخند]

محسن

سلام.ما هم بچه دار نمیشیم و میخوایم از اسپرم اهدایی استفاده کنیم.هیچ اشکالی هم نداره.آقای خامنه ای گفته حلاله.مثل پیوند اعضا هست.یه زمانی میگفتن پیوند اعضا حرومه.ولی الان اصلن منعی نداره.ماییم که محدودیت برای خودمون ایجاد کردیم

مینا

باسلام و عرض احتامر ، باید بگم که شرایط جنین اهدایی 100 درصد مثل فرزندخوانده نیست ، بهتره مسئولانه تر درباره حرفهایی که می نویسید رفتار کنید .